الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
2
الخصال ( فارسى )
جلد اول [ پيشگفتار ] مقدمه چاپ چهارم وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ الخ . . . . فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنها را بر دوش وسيع و آرام بيابان و امواج خروشان دريا سوار كرديم و از آنچه پاكيزه و گواراست به آنها روزى داديم . در ضمن آيه براى نوع بشر سه امتياز بيان شده است و نوع انسان بوسيله اين امتيازات در ميان آفريدگان متنوع كره خاك از ساير موجودات بيجان و جاندار ممتاز شمرده شده و در حقيقت اين امتيازات را بايد فصل قرآنى انسان شناخت و نوع بشر را بوسيله آنها از ساير جان داران كه طبقه اعلاى موجودات عالم ماده هستند جدا كرد . اين فصل قرآنى بمراتب پر معناتر و رساتر است از كلمه ناطق كه نزد ارباب علم منطق فصل معرف انسان قرار داده شده است و اگر ما بخواهيم اين فصل مميزهء قرآنى را بعبارت سادهتر و مفهومترى در آوريم بايد گفت انسان : جاندارى است شريف و با تدبير زيرا بوسيله تدبير و اراده است كه انسان بدوش صحرا و دريا سوار مىشود و از آنچه پاكيزه و گواراست استفاده مىكند ، تدبير و اداره زندگى مادى راجع بدانش و صنعت است و اين جزء دوم فضل مميزه انسانى است ولى جزء اول آن كرامت و شرافت تعبير شده ، شرف كه پايه هر گونه احترام بشريست و همه قوانين بر اساس آن تنظيم شده است و شرائع و اديان آسمانى در محيط آن گسترش مىيابد همان مزاج اخلاقى انسانست كه از نظر پيكر مادى و تركيب بدنى شبيه مزاج اخلاطى او است . مزاج اخلاطى انسان نزد دانشمندان و اطباء عاليمقام عبارت از وضع تعادلى است كه عناصر مخالف آب و آتش و خاك و هوا با خواص متضاد خود از ترى و خشكى و يبوست در حال تركيب به خود ميگيرند و شدت وحدت خود را از دست داده در محيط مسالمت آميزى يك ديگر را در